واژههای فارسی←میان امدنفرهنگ آریانپورمیان امدن#۱۹۴٬۳۵۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱interveneدر میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدنواژههای نزدیک در الفبامیان - رگ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان - لاغر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان اشخاص دیگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان اشکوب در تالار نمایشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان افزارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان اقلیمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر