فرهنگ آریانپور
میان امدن - در -
#۱۹۴٬۳۵۲
interject
در میان آوردن، به طور معترضه گفتن، (م.ل.) در میان انداختن، در میان آمدن، مداخله کردن
interpose
مداخله کردن، پا به میان گذاردن، در میان آمدن، میانجى شدن
intervene
در میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدن