فرهنگ آریان‌پور

موازی

#۱۹۲٬۷۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

parallel

موازى همز مان، موازى، متوازى، (مجازى) برابر، خط موازى، موازى کردن، برابر کردن

۲

shunt

ترن را بخط دیگرى انداختن، منحرف کردن، تغییر جهت دادن، از میان بردن، کنار گذاشتن، موازى، مقاومت موازى

۳

collateral

هم بر، پهلو به پهلو، متوازى، تضمین، (آمریکایى) وثیقه