فرهنگ آریانپور
موازنه کردن
#۱۹۲٬۶۹۹
equilibrate
موازنه کردن، به حال تعادل درآوردن، متعادل کردن، متعادل شدن
balance
ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن
equiponderate
هم وزن بودن، موازنه کردن، هم وزن کردن
counterbalance
وزنه تعادل، پارسنگ، (مجازى) برابرى کردن، خنثى کردن، موازنه، موازنه کردن