فرهنگ آریان‌پور

منتهی شدن به

#۱۹۱٬۱۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

conduce

منتهى شدن به، راهنمایى کردن، رهبرى کردن

۲

lead

[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک

۳

bridge

پل، جسر، برآمدگى بینى، (دریانوردى) سکویى درعرشه کشتى که مورد استفاده کاپیتان و افسران قرار مى گیرد، بازى ورق، پل ساختن، اتصال دادن

۴

eventuate

منجر شدن، منتج شدن، نتیجه دادن، درآمدن