فرهنگ آریانپور
ممنوعیت
#۱۹۰٬۷۷۷
embargo
ممنوعیت، تحریم، مانع، محظور
interdict
قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن
prohibition
منع، نهى، تحریم، ممانعت، قدغن، صدور حکم منع، ممنوعیت
impermissibility
ناروایى، غیر مجازى، ممنوعیت، عدم جواز
ban
قدغن کردن، تحریم کردن، لعن کردن، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، اعلان ازدواج در کلیسا
bar
میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب
interdiction
نهى کردن، جلوگیرى
proscription
ترک، منع، تخطئه، تبعید، محکومیت، محرومیت