فرهنگ آریانپور
ممسکانه
#۱۹۰٬۷۴۲
pelting
پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن
niggardly
خسیس، چشم تنگ، خسیسانه
penuriously
(معنى مجازى) تنگ چشم، خسیس، بى قوت، فقیر
#۱۹۰٬۷۴۲
پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن
خسیس، چشم تنگ، خسیسانه
(معنى مجازى) تنگ چشم، خسیس، بى قوت، فقیر