فرهنگ آریان‌پور

ممنوع کردن

#۱۹۰٬۷۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۲

debar

مانع شدن، بازداشتن، ممنوع کردن

۳

prohibit

منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى

۴

countermand

فسخ کردن، لغو کردن، برگرداندن حکم صادره، ممنوع کردن