فرهنگ آریان‌پور

ممنوع‌ کردن

#۱۹۰٬۷۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

debar

مانع شدن، بازداشتن، ممنوع کردن

۲

prohibit

منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى

۳

ban

قدغن کردن، تحریم کردن، لعن کردن، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، اعلان ازدواج در کلیسا

۴

enjoin

سفارش کردن به، امر کردن، مقرر داشتن، به هم متصل کردن

۵

forbid

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود

۶

outlaw

یاغى، متمرد، قانون شکن، چموش، یاغى شمردن، غیرقانونى اعلام کردن، ممنوع ساختن

۷

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن

۸

proscribe

تبعید کردن، ممنوع ساختن، تحریم کردن، نهى کردن، بد دانستن، بازداشتن از