فرهنگ آریان‌پور

مملو بودن

#۱۹۰٬۷۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

swim

(past: swam ; past participle: swum) ـ شنا کردن، شناور شدن، شنا، شناورى

۲

teem

پر بودن، فراوان بودن، بارور بودن، زائیدن