فرهنگ آریان‌پور

مملو از

#۱۹۰٬۷۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fraught

پر، مملو، دارا، همراه، ملازم، بار شده بار، کرایه، بار کردن

۲

pregnant

آبستن، باردار، حامله، آماده اختراز، پر معنى، در بر دارنده، باد کننده