فرهنگ آریان‌پور

مملکت

#۱۹۰٬۷۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

realm

قلمرو سلطان، متصرفات، مملکت، ناحیه

۲

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)

۳

country

کشور، دیار، بیرون شهر، دهات، ییلاق