فرهنگ آریان‌پور

مقرر شده

#۱۸۹٬۶۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

prescript

مقرر شده، امر صادر شده، تجویز شده، امریه

۲

regulation

تنظیم، آئین نامه، مقرره، تعدیل، قاعده، دستور، قانون