فرهنگ آریان‌پور

مقدار

#۱۸۹٬۴۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

dealt

مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن

۲

outturn

مقدار، محصول کشاورزى یا صنعتى، فرآورد

۳

sup

شام خوردن، شام دادن، مشروب، مقدار

۴

deal

(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن

۵

size

اندازه، قد، مقدار، قالب، سایز، ساختن یارده بندى کردن برحسب اندازه، چسب زنى، آهار زدن، بر آورد کردن

۶

summa

مبلغ، مقدار، آثار دانش بشرى

۷

value

ارزش، قدر، بها، قیمت، ارج، مقدار، قیمت کردن، قدردانى کردن، گرامى داشتن

۸

amount

سرزدن، بالغ شدن، رسیدن مبلغ، مقدار، میزان

۹

extent

وسعت، اندازه، فراخى، حد، مقدار، حوزه

۱۰

content

محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن

۱۱

quantum

درجه، پله، ذره، مقدار، کمیت، اندازه، میزان، مبلغ

۱۲

mouthful

لقمه، دهن پر، مقدار

۱۳

magnitude

بزرگى، عظمت حجم، قدر، اهمیت، شکوه، اندازه، مقدار

۱۴

scantling

میله اندازه گیرى ذرع، نیم ذرع، مسطوره، خلاصه، باقى مانده، حدود، مقدار، مقدار قلیل، اندک، سهم، سهمیه

۱۵

proportion

تناسب، نسبت، درجه، سهم، قسمت، قیاس، شباهت، مقدار، قرینه، متناسب کردن، متقارن کردن

۱۶

degree

زینه، درجه، رتبه، پایه، دیپلم یا درجه تحصیل

۱۷

dimension

اندازه، بعد، اهمیت، ابعاد واژه هاى شامل