فرهنگ آریان‌پور

مقتضی - غیر -

#۱۸۹٬۴۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

inadvisable

غیر مقتضى، دور از صلاح، مضر، بى صرفه، دور از مصلحت، ناروا، مخالف

۲

inexpedient

غیر مقتضى

۳

infelicitous

نا مناسب، غیر مقتضى، نالایق، شوم، نحس، بدبخت

۴

inappropriate

غیر مقتضى، بى جا، نامناسب، ناجور، بیمورد