فرهنگ آریانپور
مقتصد
#۱۸۹٬۴۲۹
frugal
صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده
thrifty
خانه دار، صرفه جو، مقتصد
sparing
تیردکل، (در ساختمان) تیر آهن یا الوار، مشت بازى کردن، مشاجره کردن، نزاع spar
economical
صرفه جو، خانه دار، باصرفه، مقرون بصرفه، اقتصادى، خانگى economizer