فرهنگ آریان‌پور

مقتصد

#۱۸۹٬۴۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

frugal

صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده

۲

thrifty

خانه دار، صرفه جو، مقتصد

۳

sparing

تیردکل، (در ساختمان) تیر آهن یا الوار، مشت بازى کردن، مشاجره کردن، نزاع spar

۴

economical

صرفه جو، خانه دار، باصرفه، مقرون بصرفه، اقتصادى، خانگى economizer