واژههای فارسی←مغز کسی را دراوردنفرهنگ آریانپورمغز کسی را دراوردن#۱۸۸٬۷۵۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱brainمغز، مخ، کله، هوش، ذکاوت، فهم، مغز کسى را درآوردن، به قتل رساندنواژههای نزدیک در الفبامغز ساقهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز ساقه برخی گیاهانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز شوییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز غدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز قهوه سودانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر