فرهنگ آریان‌پور

مغز شویی

#۱۸۸٬۷۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

brainwash

مغز شویى، اجبار شخص بقبول عقیده تازه اى، تلقین عقاید و مسلک تازه اى، شستشوى مغزى دادن