واژههای فارسی←مغز شوییفرهنگ آریانپورمغز شویی#۱۸۸٬۷۵۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱brainwashمغز شویى، اجبار شخص بقبول عقیده تازه اى، تلقین عقاید و مسلک تازه اى، شستشوى مغزى دادنواژههای نزدیک در الفبامغز استخوانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز استخوان - مانند -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز استخوان - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز استخوان (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز افروختگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز باداممشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر