فرهنگ آریان‌پور

معیوب کردن

#۱۸۸٬۶۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

mutilate

معیوب کردن، ناقص، فلج، قلب و تحریف شده، بى اندام کردن، اخته کردن، ناقص کردن، فلج کردن، تحریف شدن

۲

mar

آسیب رساندن، زیان رساندن، معیوب کردن، ناقص کردن، بى اندام کردن، صدمه زدن، آسیب

۳

damage

خسارت، خسارت زدن، زیان، گزنده، غرامت، معیوب کردن، زیان زدن، آسیب

۴

impair

خراب کردن، زیان رساندن، معیوب کردن