فرهنگ آریان‌پور

معیوب ساختن

#۱۸۸٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

defect

کاستى، آهو، عیب، نقص، ترک کردن، مرتدشدن، معیوب ساختن

۲

vitiate

فاسد کردن، تباه کردن، معیوب ساختن، خراب کردن، ناپاک ساختن، فاسد شدن، تباه شدن، بلااثر کردن