فرهنگ آریان‌پور

معیوب‌ کردن

#۱۸۸٬۶۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

mar

آسیب رساندن، زیان رساندن، معیوب کردن، ناقص کردن، بى اندام کردن، صدمه زدن، آسیب

۲

impair

خراب کردن، زیان رساندن، معیوب کردن

۳

spot

خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى

۴

deform

زشت کردن، کج و معوج کردن، بدشکل کردن، از شکل انداختن، دشدیسه کردن

۵

vitiate

فاسد کردن، تباه کردن، معیوب ساختن، خراب کردن، ناپاک ساختن، فاسد شدن، تباه شدن، بلااثر کردن