فرهنگ آریانپور
معطوف داشتن
#۱۸۸٬۲۹۹
lend
(past: lent ; past participle: lent) ـ عاریه دادن، قرض دادن، وام دادن، معطوف داشتن، متوجه کردن، متوجه شدن
divert
منحرف کردن، متوجه کردن، معطوف داشتن
direct
مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ
#۱۸۸٬۲۹۹
(past: lent ; past participle: lent) ـ عاریه دادن، قرض دادن، وام دادن، معطوف داشتن، متوجه کردن، متوجه شدن
منحرف کردن، متوجه کردن، معطوف داشتن
مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ