فرهنگ آریان‌پور

معطوف داشتن

#۱۸۸٬۲۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lend

(past: lent ; past participle: lent) ـ عاریه دادن، قرض دادن، وام دادن، معطوف داشتن، متوجه کردن، متوجه شدن

۲

divert

منحرف کردن، متوجه کردن، معطوف داشتن

۳

direct

مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ