فرهنگ آریان‌پور

معطلی

#۱۸۸٬۲۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

wait

صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن

۲

delay

تاخیر کردن، به تاخیر انداختن، تعلل، تاخیر، به تاخیر افتادن