فرهنگ آریانپور
مضمحل کردن
#۱۸۷٬۳۳۸
overturn
واژگونى، واژگون کردن، برانداختن، مضمحل کردن، چپه کردن یا شدن
overthrow
(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض
overwhelm
سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، پایمال کردن، مضمحل کردن، مستغرق در اندیشه شدن، دست پاچه کردن، درهم شکستن