فرهنگ آریان‌پور

مضطرب ساختن

#۱۸۷٬۳۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

commove

تکان دادن، مضطرب ساختن، به هیجان آوردن

۲

disturb

مختل کردن، مزاحم شدن، بر هم زدن، به هم زدن، آشفتن، مضطرب ساختن، مشوب کردن

۳

disquiet

بى آرام کردن، ناراحت کردن، آسوده نگذاشتن، آشفتن، مضطرب ساختن، بى قرارى، نا آرامى

۴

discompose

بر هم زدن، مضطرب ساختن، پریشان کردن