فرهنگ آریانپور
مضطرب
#۱۸۷٬۳۳۲
anguished
مضطرب، نگران
deuced
(confounded , darned =) ـ مضطرب، پریشان، گیج، سر در گم
pother
(apothecary =) ـ سر و صدا، جنجال، هیاهو، آمد و رفت، حالت اضطراب، نگرانى، مضطرب، شدن، آشوبناک کردن
uneasy
ناراحت، مضطرب، پریشان خیال، بى آرام
unruly
سرکش، یاغى، متمرد، مضطرب، متلاطم
panicky
دستپاچه، مضطرب، هراسناک
careworn
غمگین، مضطرب
anxious
دلواپس، آرزومند، مشتاق، اندیشناک، بیم ناک
agitated
به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن