فرهنگ آریان‌پور

مضمحل‌ کردن

#۱۸۷٬۳۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

overthrow

(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض

۲

vanquish

درهم شکستن، پیروز شدن بر، شکست دادن، مغلوب ساختن