فرهنگ آریان‌پور

مصور کردن‌ کتاب

#۱۸۷٬۲۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

illustrate

توضیح دادن، بامثال روشن ساختن، شرح دادن، نشان دادن، مصور کردن، آراستن، مزین شدن