فرهنگ آریان‌پور

مصور کردن

#۱۸۷٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

limn

مصور کردن، تذهیب کردن (کتاب و غیره)، رنگ آمیزى کردن، آب رنگ زدن

۲

grangerize

(با استفاده از عکسها و گراورهاى جمع آورى شده از کتاب هاى دیگر) مصور کردن، (با استفاده از عکس هاى دیگران) بیوگرافى چیزى را نوشتن، بریدن عکس هاى کتاب

۳

illustrate

توضیح دادن، بامثال روشن ساختن، شرح دادن، نشان دادن، مصور کردن، آراستن، مزین شدن

۴

picture

تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن