فرهنگ آریانپور
مصور کردن
#۱۸۷٬۲۳۵
limn
مصور کردن، تذهیب کردن (کتاب و غیره)، رنگ آمیزى کردن، آب رنگ زدن
grangerize
(با استفاده از عکسها و گراورهاى جمع آورى شده از کتاب هاى دیگر) مصور کردن، (با استفاده از عکس هاى دیگران) بیوگرافى چیزى را نوشتن، بریدن عکس هاى کتاب
illustrate
توضیح دادن، بامثال روشن ساختن، شرح دادن، نشان دادن، مصور کردن، آراستن، مزین شدن
picture
تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن