فرهنگ آریان‌پور

مصادره‌ کردن (2)

#۱۸۷٬۰۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

commandeer

وارد بخدمت اجبارى کردن، براى ارتش برداشتن، مصادره کردن