فرهنگ آریان‌پور

مصادره

#۱۸۷٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

imprest

وادار بخدمت لشکرى یا دریایى کردن، مصادره، مساعده، قرضى، قرض داده شده، پیشکى

۲

impressment

سخره، مصادره، به کار اجبارى گمارى، اعمال زور، اثر گذارى، مهر زدن، جدیت، حرارت

۳

sequestrate

توقیف کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، مصادره

۴

sequestration

انزوا، مصادره، توقیف، جدا سازى، تجزیه، توقیف غیر قانونى

۵

seizing

بتصرف آوردن، ربودن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله (مرض و غیره) شدن، درک کردن

۶

seizure

تصرف، ربایش، ضبط، حمله ناگهانى مرض

۷

expropriation

سلب مالکیت