فرهنگ آریانپور
مصادره کردن
#۱۸۷٬۰۳۸
confiscate
ضبط کردن، توقیف کردن، مصادره کردن
requisition
درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن
seize
بتصرف آوردن، ربودن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله (مرض و غیره) شدن، درک کردن
condemn
محکوم کردن، محکوم شدن
impress
تحت تاثیر قرار دادن، باقى گذاردن، نشان گذاردن، تاثیر کردن بر، مهر زدن مهر، نشان، اثر، نقش، طبع
dispossess
از تصرف محروم کردن، بى بهره کردن، محروم کردن، دور کردن، بیرون کردن، رها کردن
expropriate
سلب مالکیت کردن از، از تملک در آوردن