فرهنگ آریان‌پور

مصادره‌ کردن

#۱۸۷٬۰۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

confiscate

ضبط کردن، توقیف کردن، مصادره کردن

۲

requisition

درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن

۳

seize

بتصرف آوردن، ربودن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله (مرض و غیره) شدن، درک کردن

۴

condemn

محکوم کردن، محکوم شدن

۵

impress

تحت تاثیر قرار دادن، باقى گذاردن، نشان گذاردن، تاثیر کردن بر، مهر زدن مهر، نشان، اثر، نقش، طبع

۶

dispossess

از تصرف محروم کردن، بى بهره کردن، محروم کردن، دور کردن، بیرون کردن، رها کردن

۷

expropriate

سلب مالکیت کردن از، از تملک در آوردن