واژههای فارسی←مستخدم بیمارستانفرهنگ آریانپورمستخدم بیمارستان#۱۸۵٬۶۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱orderlyمنظم، مرتب، با انضباط، (علوم نظامى) گماشته، مصدر، خدمتکار بیمارستانواژههای نزدیک در الفبامستحیل کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستخدممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستخدم - لباس -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستخدم اشپزخانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستخدم اونیفورم پوشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستخدم بومیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر