فرهنگ آریان‌پور

مستخدم

#۱۸۵٬۶۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

employe

مستخدم، کارگر، مستخدم زن، کارمند

۲

man

مرد، انسان، شخص، بر، نوکر، مستخدم، اداره کردن، گرداندن (امور)، شوهر، مهره شطرنج، مردى

۳

livery

(حقوق) تحویل، تسلیم، رد و بدل (مثل ضربات متبادله)، رهایى، نجات، (معنى مجازى) لباس و خوراکى که به نوکر داده مى شود، لباس مستخدم، جیره، علیق اسب، جامه، مستخدم

۴

employee

کارمند، مستخدم، کارگر، مستخدم زن

۵

retainer

حکم نگاهدارى و ضبط، ملازم، مستخدم، گیره

۶

servitor

خدمتگذار، مستخدم، خدمتکار، نوکر، زیر دست، تابع

۷

domestic

خانگى، خانوادگى، اهلى، رام، بومى، خانه دار، مستخدم یا خادمه

۸

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۹

matron

زن خانه دار، کدبانو، بانو، زن شوهردار، مدیره، سرپرستار

۱۰

menial

پست، نوکر مابانه، چاکر، نوکر، آدم پست

۱۱

factotum

آدم همه کاره، خدمتکار

۱۲

superintendent

مدیر، رئیس، سرپرست، ناظر، مباشر