واژههای فارسی←مستخدم بومیفرهنگ آریانپورمستخدم بومی#۱۸۵٬۶۸۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ancillaryفرعى، معین، کمک، دستیار، تابع، مستخدم بومى، مربوط به کلفت، کمکىواژههای نزدیک در الفبامستحیل شدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستحیل کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستخدممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستخدم - لباس -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستخدم اشپزخانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستخدم اونیفورم پوشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر