فرهنگ آریان‌پور

مساعدت

#۱۸۵٬۴۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۲

favor

(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۳

favour

(favor =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۴

largess

بخشش، دهش، انعام، سخاوت، آزادگى، مساعدت، وسعت نظر، گشاده دستى، بخشیدگى

۵

adjutancy

(علوم نظامى) آجودانى، معینى، معاونت، یارى، مساعدت

۶

assistance

دستیارى، پایمردى، همدستى، کمک، مواظبت، رسیدگى، مساعدت