فرهنگ آریان‌پور

مزاحمت

#۱۸۵٬۱۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

trade

بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با

۲

fracas

قیل و قال، مزاحمت، زد و خورد، بلوا

۳

trouble

آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه

۴

troubler

مزاحم، موجب تصدیع خاطر، مزاحمت

۵

parasitism

انگلى، زندگى طفیلى، سور چرانى، کاسه لیسى، مزاحمت

۶

disturbance

اختلال، مزاحمت، آشوب، ناراحتى، (حقوق) تعرض

۷

discommodity

ناراحتى، زحمت، اسباب زحمت، مزاحمت

۸

annoyance

دلخورى، آزار، اذیت، ممانعت، آزردگى، رنجش

۹

hindrance

پاگیرى، بازماندگى، اذیت، آزار، مانع، سبب تاخیر

۱۰

harassment

ستوه، بستوه آورى، اذیت، آزار

۱۱

encumbrance

بار، قید، مانع، اسباب زحمت، گرفتارى، گرو

۱۲

inconvenience

زحمت، ناراحتى، دردسر، ناسازگارى، ناجورى، نامناسبى، آسیب، اذیت، اسباب زحمت intrusion invasion pinprick vexation