فرهنگ آریانپور
مزاحم کار کسی شدن
#۱۸۵٬۱۱۸
disturb
مختل کردن، مزاحم شدن، بر هم زدن، به هم زدن، آشفتن، مضطرب ساختن، مشوب کردن
interrupt
وقفه، ایجاد وقفه، گسیختن، حرف دیگرى را قطع کردن، منقطع کردن
#۱۸۵٬۱۱۸
مختل کردن، مزاحم شدن، بر هم زدن، به هم زدن، آشفتن، مضطرب ساختن، مشوب کردن
وقفه، ایجاد وقفه، گسیختن، حرف دیگرى را قطع کردن، منقطع کردن