فرهنگ آریان‌پور

مزاحم - صدای -

#۱۸۵٬۱۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

mush

حریره آرد ذرت، خمیر نرم، (در رادیو) صداى مزاحم، پارازیت، خش خش، حریره آرد ذرت تهیه کردن، سفر پیاده در برف، پیاده در برف سفر کردن، احساسات بیش از حد

۲

parasite

انگل، طفیلى، صداى مزاحم، پارازیت