فرهنگ آریانپور
مداوم - غیر -
#۱۸۲٬۸۱۰
halting
ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن halt
aperiodic
نادوره اى، نامنظم، غیر مداوم، غیر نوسانى
discontinuous
منقطع، غیر مداوم، منفصل، ناپیوسته
#۱۸۲٬۸۱۰
ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن halt
نادوره اى، نامنظم، غیر مداوم، غیر نوسانى
منقطع، غیر مداوم، منفصل، ناپیوسته