فرهنگ آریان‌پور

مداوم - غیر -

#۱۸۲٬۸۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

halting

ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن halt

۲

aperiodic

نادوره اى، نامنظم، غیر مداوم، غیر نوسانى

۳

discontinuous

منقطع، غیر مداوم، منفصل، ناپیوسته