فرهنگ آریانپور
مداوم
#۱۸۲٬۸۰۹
continuous
مداوم، متوالى، پیوسته
sequential
مداوم، دائمى، پى در پى، متوالى، پى رفتى، ترتیبى
stable
استوار، محکم، پابرجا، ثابت، با ثبات، مداوم، محک کردن، ثابت کردن، استوار شدن، طویله، اصطبل، در طویله بستن، جا دادن، پایا، پایدار
steady
یکنواخت، محکم، پرپشت، استوار، ثابت، پى درپى، مداوم، پیوسته و یکنواخت کردن، استوار یا محکم کردن، ساکن شدن
ongoing
درحال پیشرفت، مداوم
running
دونده، مناسب براى مسابقه دو، جارى، مداوم
persistent
مصر، پایا، مداوم، ایستادگى کننده، سمج، ماندگار، مزمن
even
زوج، عدد زوج، (مثل 2 و 4 و 6 و 8)، هموار، صاف، مسطح، تراز، مساوى، هموار کردن، صاف کردن، واریز کردن، حتى، هم، درست، اعداد جفت even frequent languishing perpetual unflagging
endless
بى پایان، بى حد
diligent
سخت کوش، کوشا، کوشنده، ساعى، پشت کاردار
ceaseless
پیوسته، دائمى
continuing
ادامه دادن، دنبال کردن continue