فرهنگ آریانپور
مداوا کردن
#۱۸۲٬۸۰۸
medicate
شفا دادن، مداوا کردن، دارویى کردن ate _
cure
علاج، شفا، دارو، شفا دادن، بهبودى دادن
treat
رفتار کردن، تلقى کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، سر و کار داشتن با، مربوط بودن به، مهمان کردن، عمل آوردن، درمان کردن، درمان شدن، خوراک رایگان، چیز لذت بخش
doctor
(مخفف آن .Dr است) پزشک، دکتر، طبابت کردن، درجه دکترى دادن به
remedy
گزیر، علاج، دارو، درمان، میزان، چاره، اصلاح کردن، جبران کردن، درمان کردن