فرهنگ آریان‌پور

مخالفت کردن با

#۱۸۲٬۰۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

oppugn

مخالفت کردن با، مورد بحث قرار دادن، مبارزه کردن با، دعوا کردن، به مبارزه طلبیدن

۲

repugn

مخالفت کردن با، تناقض داشتن، منکر شدن

۳

buck

جنس نر آهو و حیوانات دیگر، (آمر) قوچ، دلار، بالا پریدن و قوز کردن (چون اسب)، از روى خرک پریدن، مخالفت کردن با (در بازى فوتبال و غیره)، جفتک، جفتک انداختن

۴

resist

پایدارى، پایدارى کردن، ایستادگى کردن، استقامت کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با

۵

thwart

بى نتیجه گذاردن، خنثى کردن، حایل کردن، عقیم گذاردن، مخالفت کردن با، انسداد اریب، کج، در سرتاسر (چیزى) ادامه دادن یا کشیدن

۶

disagree

نا همراى بودن، موافق نبودن، مخالف بودن، ناسازگار بودن، نساختن با، مخالفت کردن با، مغایر بودن