فرهنگ آریانپور
مخالفت کردن
#۱۸۲٬۰۹۳
object
مقصود، شییء، چیز، شیى، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا، اعتراض کردن، مخالفت کردن
oppose
در افتادن، ضدیت کردن، مخالفت کردن، مصاف دادن
resist
پایدارى، پایدارى کردن، ایستادگى کردن، استقامت کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با
thwart
بى نتیجه گذاردن، خنثى کردن، حایل کردن، عقیم گذاردن، مخالفت کردن با، انسداد اریب، کج، در سرتاسر (چیزى) ادامه دادن یا کشیدن
gainsay
(past: gainsaid ; past participle: gainsaid) ـ مخالفت، انکار، انکار کردن، رد کردن، نقض کردن
protest
اعتراض، پروتست، واخواست رسمى، شکایت، واخواست کردن، اعتراض کردن
challenge
به مبارزه طلبیدن، رقابت کردن، سرپیچى کردن، سرتافتن، متهم کردن، طلب حق، گردن کشى، دعوت به جنگ
contravene
تخلف کردن از، نقض کردن، تخطى کردن