فرهنگ آریانپور
مخالفت کردن
#۱۸۲٬۰۹۵
object
مقصود، شییء، چیز، شیى، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا، اعتراض کردن، مخالفت کردن
oppose
در افتادن، ضدیت کردن، مخالفت کردن، مصاف دادن
blackball
راى مخالف دادن، مخالفت کردن، تحریم کردن
withstand
(past: withstood ; past participle: withstood) ـ تاب آوردن، مقاومت کردن با، ایستادگى کردن در برابر، تحمل کردن، مخالفت کردن، استقامت ورزیدن
controvert
رد کردن، هم ستیز کردن، مخالفت کردن، منکر شدن