فرهنگ آریان‌پور

مخالفت کردن

#۱۸۲٬۰۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

object

مقصود، شییء، چیز، شیى، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا، اعتراض کردن، مخالفت کردن

۲

oppose

در افتادن، ضدیت کردن، مخالفت کردن، مصاف دادن

۳

blackball

راى مخالف دادن، مخالفت کردن، تحریم کردن

۴

withstand

(past: withstood ; past participle: withstood) ـ تاب آوردن، مقاومت کردن با، ایستادگى کردن در برابر، تحمل کردن، مخالفت کردن، استقامت ورزیدن

۵

controvert

رد کردن، هم ستیز کردن، مخالفت کردن، منکر شدن