فرهنگ آریان‌پور

محسوس - غیر -

#۱۸۱٬۱۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

invisible

نامریى، ناپدید، نامعلوم، مخفى، غیر قابل مشاهده، غیر قابل تشخیص، غیر محسوس

۲

impalpable

لمس نشدنى، غیر محسوس

۳

imperceivable

غیر مشهود، غیر قابل ادراک، غیر محسوس

۴

imperceptible

دیده نشدنى، غیر قابل مشاهده، جزیى، غیر محسوس، تدریجى، نفهمیدنى، درک نکردنى

۵

inappreciable

غیر محسوس، جزیى، ناچیز، بى بها، نامریى، غیر قابل ارزیابى، غیر قابل تقدیر، نامحسوس

۶

inconspicuous

ناپیدا، نامعلوم، غیر برجسته، کمرنگ، نامریى، جزیى، غیر محسوس، غیرمشخص

۷

inappreciative

قدر ناشناس، غیر محسوس، جزیى