فرهنگ آریانپور
محسوس - غیر -
#۱۸۱٬۱۲۹
invisible
نامریى، ناپدید، نامعلوم، مخفى، غیر قابل مشاهده، غیر قابل تشخیص، غیر محسوس
impalpable
لمس نشدنى، غیر محسوس
imperceivable
غیر مشهود، غیر قابل ادراک، غیر محسوس
imperceptible
دیده نشدنى، غیر قابل مشاهده، جزیى، غیر محسوس، تدریجى، نفهمیدنى، درک نکردنى
inappreciable
غیر محسوس، جزیى، ناچیز، بى بها، نامریى، غیر قابل ارزیابى، غیر قابل تقدیر، نامحسوس
inconspicuous
ناپیدا، نامعلوم، غیر برجسته، کمرنگ، نامریى، جزیى، غیر محسوس، غیرمشخص
inappreciative
قدر ناشناس، غیر محسوس، جزیى