فرهنگ آریان‌پور

محسور کردن

#۱۸۱٬۱۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن