فرهنگ آریان‌پور

مجذور

#۱۸۰٬۲۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار

۲

quadrate

چهار یک، چهار گوش، عدد مربع، مجذور