فرهنگ آریان‌پور

مجذوب‌ کردن

#۱۸۰٬۲۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fascinate

مجذوب کردن، شیدا کردن، دلربایى کردن، شیفتن، افسون کردن

۲

absorb

درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در

۳

allure

به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن

۴

attract

جلب کردن، جذب کردن، مجذوب ساختن

۵

enchant

افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن

۶

entrance

مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن

۷

magnetize

مغناطیسى کردن، کشیدن، شیفتن، آهن ربا کردن

۸

prepossess

قبلا به تصرف آوردن، تحت تاثیر عقیده یا مسلکى قرار دادن، قبلا تبعیض فکرى داشتن