فرهنگ آریانپور
مجذوب کردن
#۱۸۰٬۲۴۴
fascinate
مجذوب کردن، شیدا کردن، دلربایى کردن، شیفتن، افسون کردن
absorb
درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در
allure
به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن
attract
جلب کردن، جذب کردن، مجذوب ساختن
enchant
افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن
entrance
مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن
magnetize
مغناطیسى کردن، کشیدن، شیفتن، آهن ربا کردن
prepossess
قبلا به تصرف آوردن، تحت تاثیر عقیده یا مسلکى قرار دادن، قبلا تبعیض فکرى داشتن