فرهنگ آریان‌پور

مجذوب کردن

#۱۸۰٬۲۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fascinate

مجذوب کردن، شیدا کردن، دلربایى کردن، شیفتن، افسون کردن

۲

witch

زن جادوگر، ساحره، پیره زن، فریبنده، افسون کردن، سحر کردن، مجذوب کردن

۳

engage

به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن

۴

spellbind

سحر کردن، مجذوب کردن، مفتون ساختن